شناسه خبر: 3156

لینک کوتاه صفحه

https://boushehr.dmsonnat.ir/?p=3156

شیخ جمات مژده امام جمعه موقت اهل سنت جزیره خارک:
معراج پیامبر(ص) حادثه عظیمی بوده که در رجب به وقوع پیوست
مبعث پیامبر(ص) در واقع زمانی است که پیامبر در غار حرا برای اولین بار وحی بر او نازل گردید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت استان بوشهر، شیخ جمات مژده امام جمعه موقت اهل سنت جزیره خارک در خطبه های جمعه این هفته پیرامون اسرا و معراج پیامبر(ص) سخن گفت.
وی بیان کرد: آن حادثه عظیمی که در ماه رجب به وقوع پیوست از دیدگاه اهل سنت، اسراء و معراج است. مبعث پیامبر(ص) در واقع زمانی است که پیامبر در غار حرا برای اولین بار وحی بر او نازل گردید. دیدگاه اهل سنت در مورد اعیاد، فقط دو عید قربان یا عید اضحی و عید فطر است. ولی دیدگاه و عقیده اهل تشیع، اعیاد دیگری هم مثل عید مبعث و عید غدیر هم وجود دارد. البته  به طور کلی برای مسلمانان هر حادثه نیکی که مورد خوشحالی و شعف مسلمانان شود آن روز برای او عید است.
امام جمعه موقت اهل سنت جزیره خارک ادامه داد: آنچه که در شریعت، مورد تأیید رسول خدا بوده است دو عید قربان و فطر هستند که اهل سنت به آن ها ایمان دارند. آنچه اهل سنت بر طبق آیه قرآن اعتقاد دارند که در ماه رجب به وقوع پیوسته، اسراء و معراج است.
شیخ جمات مژده خاطر نشان کرد: منظور از اسراء، مسافرت عجیبی است که از مسجدالحرام در مکه شروع و تا مسجد الاقصی در قدس ادامه داشت. منظور از معراج، صعود و بالا رفتن در طبقات آسمان است که بعد از آن مسافرت صورت گرفت. صعود تا جایی که علوم و معارف انسان‌ها بدان نرسیده و انسان در درک و فهم آن ناتوان و عاجز است. قرآن نیز دو سفر را در سوره اسراء آورده است. «پاک و منزه است کسی که بنده خود را شب هنگام از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی به سفر برد. مسجد الاقصی که اطرافش را مبارک نمودیم او را برد تا آیات و نشانه عظمت خود را به او نشان بدهیم. به راستی که او شنوا و بینا است.
وی ادامه داد: نتیجه معراج را اینگونه بیان می فرماید: «وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَى ﴿۱۳﴾ عِنْدَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَى ﴿۱۴﴾ عِنْدَهَا جَنَّهُ الْمَأْوَى ﴿۱۵﴾ إِذْ یَغْشَى السِّدْرَهَ مَا یَغْشَى ﴿۱۶﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿۱۷﴾ لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى ﴿۱۸﴾ ». علت و انگیزه اسراء آن بود که خداوند تعالی می خواست بعضی از آیات خود را به بنده اش نشان دهد و رسول خدا(ص) بعضی از این آیات کبری را در آنجا مشاهده نموده است.
امام جمعه اهل سنت خارگ در ادامه به روایات متعددی که در باب نوع سفر رسول خدا(ص) وجود دارد اشاره کرد و افزود: بر سر اینکه این سفر روحی یا روح و جسم بوده است مقداری اختلاف نظر است. ولی آنچه بیشتر مورد قبول جمهور علما و بیشتر آن‌ها است، نظر دوم است که پیامبر با روح و جسم به این سفر تاریخی رفته است.
شیخ جمات مژده سپس به قول هایی که در زمان وقوع معراج پیامبر وجود دارد پرداخت و گفت: بر سر تعیین زمان وقوع اسراء و معراج، شش قول وجود دارد. اول اینکه، همان سالی که خداوند پیامبر اکرم(ص) را به نبوت اختیار فرمود که از قول طبرانی است. دوم، پنج سال بعد از بعثت است که از قول نووی و قرطبی است. قول سوم، به شب ۲۷ رجب سال ۱۰ بعثت اشاره دارد. قول چهارم، ۱۶ ماه پیش از هجرت یعنی در ماه رمضان سال ۱۲ بعثت را بیان می کند. قول پنجم، اشاره به یک سال و ۲ ماه پیش از هجرت یعنی در ماه محرم سال ۱۳ بعثت دارد. قول ششم، به یک سال پیش از هجرت در ماه ربیع الاول سال ۱۳ بعثت می پردازد.
وی افزود: سه قول اول را مردود شمرده اند. در مورد سه قول آخر بیشتر روی شب ۲۷ رجب تأکید دارند. آنچه مسلم است این سفر تاریخی است که یکی از معجزات باارزش و به یاد ماندنی است. این سفر مورد تأیید تمام علمای اسلامی است.
امام جمعه موقت خارگ در ادامه به تشریح داستان معراج پیامبر(ص) پرداخت و گفت: رسول خدا(ص) با همان پیکر خاکی، شبانه از مسجدالحرام به بیت المقدس سیر داده شد. سوار بر براق و جبرئیل همراه آن حضرت بود. در آنجا از براق پیاده شدند و پیش نماز جماعت ارواح انبیا شدند. پس از آن در همان شب از بیت المقدس به آسمان دنیا بالا بردند. جبرئیل برای ایشان اجازه ورود گرفت. درب آسمان اول بر روی ایشان گشوده شد. در آنجا آدم ابوالبشر را دیدند و سلام کردند. جواب گرفتند و آدم به ایشان خوش آمد گفت. آنگاه ایشان را به آسمان دوم بالا بردند و اجازه ورود داده شد. در آنجا یحیی ابن زکریا و عیسی ابن مریم را دیدند و با آن ها ملاقات کردند. حضرت عیسی پاسخ سلام را دادند و به پیامبری او اقرار کردند. آنگاه ایشان را به آسمان سوم بردند. در آنجا حضرت یوسف(ع) را دیدند. بر او سلام کردند و ایشان پاسخ سلام را دادند. به ایشان خوش آمد گفتند و به پیامبری او اقرار کردند. آنگاه به آسمان چهارم بالا بردند و در آنجا ادریس را دیدند. بر او سلام کردند و پاسخ گرفتند. خوش‌آمد گفتند و به پیامبری او اقرار کردند. سپس به آسمان پنجم بالابردند. در آنجا هارون بن عمران را دیدند و سلام کردند. جواب و اقرار گرفتند. سپس به آسمان ششم بالا بردند و در آنجا با موسی بن عمران ملاقات کردند. سلام کردند و پاسخ گرفتند و اقرار کردند.
شیخ جمات مژده افزود: در آسمان ششم موسی گریه کرد. به او گفتند: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: گریه من به خاطر این است که پسر نوجوانی که پس از من مبعوث شده است، بیشترین امت از امت او وارد بهشت می شوند. امت او از امت من بیشتر است. آنگاه او را به آسمان هفتم بالا بردند. در آنجا ابراهیم(ع) را ملاقات کردند. بر او سلام کرده و خوشامد گفتند و به پیامبری او اقرار کردند. آنگاه به سدره المنتهی هدایت کردند. در آنجا میوه های جنت، پروانه های طلایی که آن را فرا گرفته بودند و نورهای گوناگون و زیبایی خاص آنجا را مشاهده فرمودند. در آنجا بیت المعمور را دیدن کردند که هر روز هفتاد هزار فرشته وارد آن می شدند و برنمی گشتند. در آنجا از بهشت با توصیفات خاص خودش دیدن فرمودند. و بالاخره تا جایی به خداوند تعالی نزدیک شدند که صدای حرکت قلمها بر الواح شنیده می‌شد. و آنقدر به خداوند نزدیک شدند که فاصله آن حضرت به اندازه دو کمان یا کمتر بود.
وی ادامه داد: در آنجا و در آن سال ۵۰ نماز در شبانه روز بر او واجب گردید. بنا به اصرار حضرت موسی برگشتند و در چند نوبت تخفیف گرفتند تا اینکه بعد از ۵۰ نوبت به پنج نوبت تخفیف دادند. اجرای آن همان ۵۰ نوبت است. در برخی روایات آمده است، قبل از آغاز سفر برای بار دوم، سینه آن حضرت(ص) شکافته اند تا آلام و دردها و فشار این سفر او را ناراحت نکند. مشاهدات پیامبر(ص) فراوان بوده است. از جمله در میسر، شیر و شراب به آن حضرت پیشنهاد شد. ایشان شیر را انتخاب فرمودند. گفته شد: به فطرت راه یافتی. اگر شراب را انتخاب می کردی امت تو به بیراهه می رفتند.
امام جمعه موقت خارگ گفت: در آنجا ۴ جویبار را دیدند که از چشمه ای مجاور ریشه سدره المنتهی جاری شده اند. نیل و فرات و دو جویبار پنهان در بهشت بودند. در آنجا مالک خازن جهنم را دیدند که هیچ نمی خندید. از عزرائیل سؤالاتی کردند. در آنجا حال مستمندان، یتیمان و ستم خوردگان را دیدند. حال رباخواران را مشاهده نمودند. حال زناکاران و حالات بسیاری از بندگان و جاری بودن انواع عذاب بر آنان را در آنجا مشاهده فرمودند. در این سفر مرکب و وسیله حرکت آن حضرت براق بود که از برق مشتق شده و نیروی فوق‌العاده‌ای داشت. شاید بیش از سرعت نور. شاید گفته شود بدن انسان قادر نیست چنین سرعت و فشاری را تحمل نماید. شق الصدر رسول خدا(ص) پیش از سفر هم به همین خاطر بوده است. حال چرا سفر به بیت المقدس صورت گرفت و از مسجد الحرام یکسره و مستقیم شروع نشد؟ مسئله مهمی است.
شیخ مژده بیان کرد: در طول تاریخ و برای مدت زیادی، نبوت و ارسال پیامبران بنی اسرائیل در بیت المقدس مکان نزول وحی و نور بود. و از آنجا نور به گوشه و کنار دنیا آغاز شده و از آنجایی که قوم یهود احترام و بزرگداشت وحی را به باد دادند و احکام آسمانی نادیده گرفته شد و رهبری جهان از یک ملت به ملت اسلام منتقل شد یعنی از نسل اسرائیل به نسل اسماعیل منتقل شد ملت مسلمان پیرو محمد(ص) این مسئولیت را تایید کرد و پذیرفت. بدین معنی که بار سنگین رسالت بدین صورت به عهده پیامبر عربی و قوم عرب و مسلمان انتقال یافت. حسادت قوم یهود و بعضی از آن ها نسبت به اسلام از همین جا سرچشمه می گیرد. خواندن نماز جماعت در مسجد الاقصی با پیامبران و امامت ایشان نشانه برادری و اخوت انبیا است که تمامی پیروان ادیان آسمانی با هم برادرند. پیامبران همه از آدم تا خاتم پرچمداران هدایت بودند و تاییدی از جانب خداوند.
وی گفت: دعوت و تبلیغ دین بدین وسیله به محمد(ص) انتقال می‌یابد و برای اینکه دین و خودش مورد تأیید قرار گیرد و بنیان این دین تقویت شود و او آماده پذیرش این مسئولیت سنگین شود خداوند تعالی او را برای دیدن نشانه و آیات و عظمت خودش پیش خود می برد تا پیامبر مطمئن‌تر به مسئولیت خودش بپردازد. این سفر در روح و روان پیامبر(ص) اثر بسیار مفیدی داشت. واقعاً پیامبر خسته شده بود و از دست مشرکین آزار و اذیت فراوان دیده بود. در حقیقت یک خسته نباشید برای پیامبر بود. و محمد(ص) در این سفر دریافت و متوجه شد که خداوند او را فراموش نکرده و حامی و پشتیبانی او خداوند تعالی است. محمد(ص) در این سفر دریافت که مسئولیت او متوجه تمام جهان است. تنها هدایت قوم عرب مطرح نیست.
امام جمعه موقت اهی سنت خارک خاطر نشان کرد: خداوند فرمود: «تو ناراحت نباش. از بندگان دلگیر مشو. من پاداش زحمات تو را خواهم داد. این یک فرصت بسیار عالی برای پیامبر بود که از نزدیک شاهد آیات عظمت و قدرت خداوند باشد. این فرصت برای دیگر پیامبران نبود. حق تعالی قدری از قدرت، آیات و نشانه خود را بر روی زمین به موسی نشان داد. به او دستور داد آن عصایی که به دستش است را بیندازد. وقتی آن را انداخت موسی دید ماری حرکت می کند. خدا فرمود: «بردار و نترس. ما آن را به صورت اولش برمی گردانیم». این معجزه و حرکت سبب قوت قلب حضرت موسی شد. به او فرمان داد با این معجزه نزد فرعون برود. ولی او را پیش خود نبرد. نتیجه اسراء و معراج این بود که خداوند تعالی می خواست او را از این آیات مطلع نماید و دلگرمی بدهد.
شیخ مژده ادامه داد: این معجزه جهانی، بزرگ و حائز اهمیت برای مسلمانان نیز قوت قلبی است. تأییدی بر دین مقدس اسلام است. محمد(ص) بعد از این سفر اعلام فرمود: «او را برای تکمیل بنایی فرستادند که پیامبران پیشین خشت اول آن را بنا نهاده اند». فرمود: «مثال من و پیامبران قبل از من، مثل یک نفر است که ساختمانی را بنا نهاد و خوب آن را تکمیل کرد. ولی جای یک آجر خالی دارد و من همان آجر آخرم که این ساختمان را تکمیل نمودم.
وی در پایان گفت: فرض شدن نماز در آن شب، بدین معنی است که هر کس ضمیر، روح و روانش به وسیله نماز پاک شد به درجه بالا صعود می کند. هر کسی نمی تواند بدون عبادت به درجه کمال برسد. وقتی پیامبر جریان اسرا و معراج را در روز بعد از سفر تعریف کرد، مشترکان او را تکذیب کردند. تنها ابوبکر صدیق بود که دیدار را تأیید کرد. به همین خاطر ابوبکرصدیق لقب گرفت.
فهرست