شیخ یاسین احمدی امام جمعه روستای پرک:
ایمان واقعی آن است که متدبرانه و با بررسی و تحقیق صحیح صورت گرفته باشد
وقتی که انسان در حال جستجوی دین داری و ایمان باشد، وقتی که ایمان می آورد، ایمان ایشان ارزش دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت استان بوشهر، شیخ یاسین احمدی امام جمعه روستای پرک در خطبه های جمعه این هفته پیرامون جستجوی ایمان و محافظت از آن سخن گفت.

توصیه های خداوند به رسول مکرم اسلام(ص)
وی بعد از حمد، ثنا و ستایش ایزد منان و سلام و درود بر رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، بیان کرد: اگر قرآن را بخوانیم و مطالعه نماییم متوجه می شویم توصیه های بسیار و فراوانی نسبت به رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم شده است. توصیه ها و سفارش ها بیانگر آن است که انسان در هر درجه و مقامی که باشد، پیامبر، حاکم، رئیس، مرئوس و انسان‌ عادی فرقی نمی‌کند نیاز به سفارش، توصیه و نصیحت دارد.
امام جمعه روستای پرک ادامه داد: از این رو خدای عزوجل به رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم توصیه های فراوانی نموده است. تا انسان بداند در هر لحظه از زندگی دست از تفکر و تدبر برندارد. نیاز دارد از نظر فکری و ذهنی در حال تغییر باشد. طبیعی است روزانه و هر لحظه و ساعت، قواعد زندگی در حال تغییر است. اگر در این میان به دنبال راهنمایی و هدایت نباشیم انسان از قافله عقب می ماند. اگر تغییر نکند موجب می‌شود که به نابودی و زوال هم کشیده شود.
شیخ یاسین احمدی سپس به توصیه های خداوند به نبی مکرم اسلام پرداخت و افزود: از جمله توصیه هایی که خدای عزوجل به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نموده است؛ «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ». از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شده است: «شَیِّبَتنِی هوُد وَأَخَوَاتِها»؛ دلیل آن، وقتی سوره هود را بررسی می‌کنیم، بحث از داستان پیامبران، سختی‌ها و مشکلاتی که در مسیر دعوت با آن روبه‌رو شدند است. بحث از ایمان و دین داری است. بحث از امانت بسیار عظیمی است که بر عهده پیامبران و انسان ها گذاشته شده است.

مرحله اول، دینداری و ایمان آوردن است
وی به بیان حدیثی از رسول خدا پرداخت و خاطر نشان کرد: حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ذکر شده است. شخصی نزد رسول خدا آمد و می پرسد: قُلْ لی فی الإِسْلاَمِ قَوْلًا لاَ أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَدًا غَیْرَکَ. به من سخنی بگو و مرا نصیحت کن که این سفارش را از کسی دیگر نشنیده باشم و یا از کسی سؤال نکنم. پیامبر فرمود: «قل آمنت بالله ثم استقم»؛ بگو ایمان آوردم و سپس استقامت ورز. استقامت بر ایمان داشته باش. پس مرحله اول این است که انسان دین دار و با ایمان شود. و این ایمان آوردن هم این چنین نمی شود که انسان از راه ایمان بیاورد. بلکه ««إِنَّ فی خَلقِ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَاختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ وَالفُلکِ الَّتی تَجری فِی البَحرِ بِما یَنفَعُ النّاسَ وَما أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماءٍ» همه این پدیده‌ها را بررسی کند. تحقیق و نگاه کند. نگاهش نیز نگاه متدبرانه باشد تا بداند که کجای این جهان، گیتی، دریا، آسمان و اختلاف شب و روز است. بررسی کند تا آن ایمان در دلش مستقر گردد. پس وقتی که انسان در حال جستجوی دین داری و ایمان باشد، وقتی که ایمان می آورد، ایمان ایشان ارزش دارد.
امام جمعه پرک بیان کرد: پس قاعده اساسی ادیان و دین اسلام این است که ایمان و دین، تقلیدی نیستند. این که ایمان من مانند ایمان دیگری باشد. ایمان، تحمیلی نیست. اینکه دیگری به من تحمیل کند که این چنین ایمان بیاوریم. بلکه ایمان یک امر درونی و قناعت است. در تجربه زندگی تحقیق و بررسی، با گفتگو و سوال کردن، خداجو بودن و به دنبال دینداری قدم برداشتن است. آنجاست که انسان ایمان دار و مؤمن می شود. پس اگر در مسائل فقهی می‌بینیم که تقلید جایز دانسته می‌شود اما در ایمان آوردن دیگر تقلید معنا ندارد.
شیخ یاسین احمدی به بیان داستانی از علامه جعفری پرداخت و گفت: مرحوم علامه محمدتقی جعفری یکی از اندیشمندان جهان اسلام، داستانی را ذکر می کند. برای تقریب ذهن و اینکه ایمان تقلیدی نیست. ایشان می گوید: دو نفر ایستاده بودند و با یکدیگر صحبت می‌کردند. گفت و گو می کردند و می خندیدند. نفر سومی که با فاصله از آن ها ایستاده بود، او هم با خنده آن ها می خندید. آن دو نفر لحظه ای توقف کردند و از او سوال کردند: آیا شما حرف ها و صحبت های ما را شنیدی که می خندی؟ او جواب ‌داد: نه. ولی من به شما اعتماد دارم. حتماً مسئله خنده‌داری رد و بدل کرده اید و من بر خنده شما می خندم. خندیدن به اعتماد نمی شود. پس انسان خود باید در این مسیر ایماندار شود و در پی حفظ ایمان خود باشد.

کلمات قرآن مهندسی شده است
وی افزود: برای فهم قرآن نیاز است که کلمات آن را بررسی کنیم. و متوجه شویم این کلمات به صورت ناخودآگاه قرار داده نشده است. بلکه مهندسی شده است و هر کلمه در جای خود قرار دارد. هر اصطلاح، معنای خاص خود را دارد. خدای عزوجل می فرماید: «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا». فرموده است فاستقم. نفرموده فاصبر و یا ثبات داشته باش. فاستقم یعنی اعتدال داشته باش؛ زیاده روی نکن. همیشه راست باش. «سوی عَلی صِراطٍ مُستَقیم». این توصیه و این سفارش نسبت به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. پس شامل حال ما هم می شود. «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ»؛ همانگونه که به تو فرمان داده شد اعتدال داشته باش. «وَمَن تابَ مَعَکَ»؛ تَابَ به معنای رَجَعَ است. چرا رجع؟ یعنی انسان در زندگانی خود تجربه هایی داشته است و خیلی از کارها را تکرار کرده است اما به نتیجه نرسیده است. اکنون که به نتیجه نرسیده، برگشته است.

خداوند به هر آنچه که شما انجام می دهید و عمل می کنید بصیر است
امام جمعه پرک گفت: انسان زمانی برمی گردد که مسیری را طی می کند و به بن بست می رسد یا به جایی که بخواهد نمی رسد. آنجا مجبور است. اگر عاقل و فهیم است و اهل درک باشد و عاقلانه عمل کند برمی‌گردد. چون هنوز فرصت دارد. «وَلا تَطغَوا»؛ تطغوا از طَغَی می آید. طَغَی به معنای آن است که انسان از حد معین شده تجاوز کند، لبریز شود. «وَلا تَطغَوا»؛ در هر قضیه و مسئله طغیانگر نباشید. انسان می بایست اهل تقوا باشد. چون قرار است که از ایمان و اسلام خود محافظت کند. «وَلا تَطغَوا»؛ سپس «إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ». إِنَّهُ، الله است. به هر آنچه که شما انجام می دهید و عمل می کنید بصیر است. بصیر به معنای مبصر، بسیار بیننده است و آن را می بیند. یعنی انسان، اگر گاهی کاری‌کردی، خوبی کردی و دیگران ندیدند، نگران نباش. مطمئن باش که خداوند آن را می بیند و او بیننده است و بسیار تیزبین است. و اعمال آدمی هم از بین نمی‌رود. در صدقات، کارهای خوب و معروفی که انجام می‌دهیم. قرار نیست همیشه با دوربین ثبت شود یا دیگران آن را بدانند و ببینند. یا گاهی اگر کسی آن را ندید ضرر کرده‌ام و کاری انجام ندادم و همه چیز از بین رفته است. نه، بلکه خدای عزوجل اعمال خوب انسان ها را از بین نمی‌برد و گم نمی شود. قبل از استقامت، ایمان است.

 

فهرست