شناسه خبر: 1365

لینک کوتاه صفحه

https://boushehr.dmsonnat.ir/?p=1365

سروده شیخ اسماعیل خمیسی در مدح حضرت امام رضا علیه السلام
در نشست صمیمی ائمه جمعه و جماعات اهل سنت استان بوشهر با موضوع مبانی وحدت و تقریب و نقد مبانی فکری جریان های افراطی که صبح امروز در سالن جلسات شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برگزار شد شیخ اسماعیل خمیسی امام جماعت مسجد علی بن ابیطالب علیه السلام روستای بنود به بیان خاطرات خود در تشرف به حرم مطهر امام رضا علیه السلام پرداخت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در امور اهل سنت استان بوشهر، نشست صمیمی ائمه جمعه و جماعات اهل سنت استان بوشهر با موضوع مبانی وحدت و تقریب و نقد مبانی فکری جریان های افراطی که صبح امروز در سالن جلسات شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برگزار شد شیخ اسماعیل خمیسی امام جماعت مسجد علی بن ابیطالب علیه السلام روستای بنود به بیان خاطرات خود در تشرف به حرم مطهر امام رضا علیه السلام پرداخت.
وی گفت: بنده دو بار توفیق تشرف به زیارت در سال های ۹۶ و ۹۸ برایم حاصل شد. روحیه شاداب و طراوتی که در وجود دست اندرکاران این اردو بود باعث شد سفر معنوی تر گردد. برای کسی که اولین بار به زیارت مشرف می شود و آرزو دارد واقعاً احساس خاصی است. و این توفیق برای بنده حاصل شد. به لطف خداوند به خوبی و خوشی گذشت و برای اولین بار توانستم حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا را زیارت کنم و آنجا حضور داشته باشم و فضای معنوی صحنه ها را ببینم. در حرم از همه جهان می توان آدم هایی را دید. از سراسر جهان حضور دارند، زیارت می کنند و دعا می خوانند. برای شخص من خیلی جالب بود. حرم یک فضای بسیار معنوی دارد. در سال ۹۸ که مجدداً این توفیق حاصل شد. خاطرات در طول این سفر معنوی زیاد است. فکر می کنم در چند بیت می توانم خاطراتم را بهتر بیان کنم.
من دست خالی آمده ام / دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم / درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم / بیهوده به هر در زدم
آخر به این در آمدم / باشم کنار خانِ تو
من از هر در رانده ام / من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا ناخوانده ام / اکنون منم مهمان تو
پای من از ره خسته شد / جز درگه احسان تو
گفتم منم در می زنم / گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرر می زنم / کو عهد و پیمان تو
سوی تو رو آورده ام / ای خَم سَبو آورده ام
من آبرو آورده ام / کو لطف بی پایان تو
حال منِ گوشه نشین / با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه پرمهرتان / جایی ندارم جانِ تو
من خدمتی ننموده ام / دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام / چون خار بر بستان تو

فهرست